معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به قلم زهرا مظفری فرد این روزها کافی است گوشی را برداریم، وارد یک گفت وگوی هوش مصنوعی شویم و هرآنچه در دل داریم، بی مقدمه بنویسیم؛ از خستگی و دل شکستگی گرفته تا ترس هایی که حتی گفتنشان برای نزدیک ترین آدم ها سخت است.
به قلم زهرا مظفری فرد
این روزها کافی است گوشی را برداریم، وارد یک گفت وگوی هوش مصنوعی شویم و هرآنچه در دل داریم، بی مقدمه بنویسیم؛ از خستگی و دل شکستگی گرفته تا ترس هایی که حتی گفتنشان برای نزدیک ترین آدم ها سخت است. هوش مصنوعی نه خسته می شود، نه وسط حرف مان می پرد و نه با نگاهی قضاوت گر به ما خیره می شود؛ اما همین دسترسی آسان به شنونده ای همیشه حاضر، سؤالی جدی پیش روی ما می گذارد: آیا درد دل با هوش مصنوعی می تواند تسکین بخش باشد یا آرام آرام، ما را از آدم ها دورتر می کند؟
شاید چند سال پیش اگر کسی می گفت روزی می رسد که انسان ها نیمه شب، به جای تماس با یک دوست یا نشستن کنار اعضای خانواده، با یک ماشین هم صحبت شوند، عجیب به نظر می رسید. امروز اما این اتفاق چندان دور از ذهن نیست. آدم ها با هوش مصنوعی حرف می زنند؛ از عشق، از رابطه ای که تمام شده، از اضطراب فردا، از تصمیمی که نمی دانند درست است یا نه و حتی از احساساتی که برای نزدیک ترین آدم زندگی شان قابل بیان نیست. دلیلش هم چندان پیچیده نیست: هوش مصنوعی در دسترس است.
دوست ما ممکن است خواب باشد، حوصله نداشته باشد، خودش گرفتار مشکلی باشد یا اصلاً نداند در پاسخ به حرف ما چه بگوید؛ اما یک سامانه گفت وگومحور، دست کم در ظاهر، همیشه آماده شنیدن است. لازم نیست قبل از حرف زدن، نگران باشیم که اکنون وقت مناسبی هست؟ اگر این را بگویم، درباره ام چه فکری می کند؟ یا نکند حرفم را برای دیگری تعریف کند؟ اینجاست که هوش مصنوعی یک ویژگی جذاب پیدا می کند: قضاوت نکردن.
گاهی آدم فقط می خواهد حرف بزند، نه اینکه راه حل بشنود. می خواهد کسی چند دقیقه کنارش بماند و اجازه دهد جمله های نامرتبش را کامل کند. هوش مصنوعی می تواند چنین فضایی را فراهم کند؛ فضایی که فرد بدون خجالت یا ترس از واکنش دیگران، افکارش را روی صفحه بیاورد. حتی همین به زبان آوردن احساسات می تواند به مرتب شدن ذهن کمک کند، اما درست همین جا باید کمی مکث کرد. آیا اینکه هوش مصنوعی شنونده خوبی است، یعنی می تواند جای دوست، خانواده یا رابطه ای انسانی را بگیرد؟ پاسخ احتمالاً منفی است.
انسان فقط به شنیده شدن نیاز ندارد، به ارتباط انسانی نیاز دارد؛ به صدای یک دوست، حضور یک آدم دیگر، نگاه، همدلی، آغوش خانواده و حتی گاهی سکوت مشترک. هوش مصنوعی می تواند پاسخ دهد، اما تجربه انسانی کنار هم بودن چیز دیگری است. خطر از جایی آغاز می شود که راحتی، جای رابطه را بگیرد.
اگر کسی ببیند گفت وگو با هوش مصنوعی آسان تر از حرف زدن با آدم هاست، ممکن است به تدریج از روابط واقعی فاصله بگیرد. چون رابطه انسانی پیچیده است؛ سوءتفاهم دارد، اختلاف دارد، انتظار دارد و گاهی حتی ما را مجبور می کند از خودمان عبور کنیم؛ اما گفت وگوی دیجیتال می تواند بسیار ساده تر باشد، کافی است صفحه را باز کنیم و بنویسیم.
در این صورت، هوش مصنوعی ممکن است به جای پلی برای بازگشت به ارتباط، به اتاقی آرام برای ماندن در تنهایی تبدیل شود. البته این خطر را نباید با اصل استفاده از هوش مصنوعی یکی دانست. شاید مسئله اصلی این نباشد که با هوش مصنوعی حرف می زنیم؛ مسئله این است که آیا بعد از آن، هنوز جایی برای آدم ها در زندگی مان باقی می ماند یا نه.
می توانیم با هوش مصنوعی درد دل کنیم و بعد به دوست مان پیام بدهیم. می توانیم افکارمان را ابتدا با یک چت بات مرتب کنیم و بعد درباره مسئله اصلی با خانواده، مشاور یا فردی قابل اعتماد حرف بزنیم. می توانیم از آن چون ابزاری برای شناخت بهتر احساسات خود استفاده کنیم، نه جایگزینی برای تمام روابط انسانی. شاید حتی بتوان گفت، هوش مصنوعی در این زمینه می تواند یک اتاق انتظار عاطفی باشد؛ جایی برای اینکه آدم پیش از گفت وگو با دیگران، حرف هایش را پیدا کند، اما نباید آن اتاق انتظار را با مقصد اشتباه گرفت.
از سوی دیگر، نکته ای مهم را نیز نباید فراموش کرد: هوش مصنوعی هر قدر هم همدلانه پاسخ دهد، انسان نیست. تجربه زیسته، احساس، مسئولیت و رابطه انسانی را به معنای واقعی کلمه ندارد. بنابراین، نباید تمام نیازهای عاطفی، تصمیم های مهم یا مسائل جدی زندگی را به گفت وگو با یک سامانه سپرد. بدیهی است که آسان تر بودن یک رابطه، لزوماً به معنای عمیق تر بودن آن نیست. شاید بهترین نگاه، نگاه صفر و یکی نباشد؛ نه لازم است از هوش مصنوعی بترسیم و نه عاطفه انسانی را به آن واگذار کنیم.
در فرهنگ دینی، انسان موجودی منزوی و بی نیاز از دیگری تصویر نمی شود. انس بخشی از معنای زندگی انسانی است؛ انسان به خانواده، دوستی، همدلی، محبت و تعلق نیاز دارد. از همین رو، نمی توان هر چیزی را که خلأ تنهایی را برای لحظه ای پر می کند، معادل رابطه دانست.
هوش مصنوعی می تواند هم صحبت باشد، اما هم صحبتی با همدلی انسانی یکی نیست. می تواند پاسخ تولید کند، اما مسئولیت یک رابطه را بر دوش نمی کشد. می تواند کلمات مناسبی کنار هم بگذارد، اما زندگی مشترکی با ما ندارد که در آن شادی و رنج مان واقعاً به یکدیگر گره خورده باشد.
شاید سؤال اصلی این نباشد که با هوش مصنوعی حرف بزنیم یا نه؟ سؤال مهم تر این است: بعد از اینکه همه حرف هایمان را برای هوش مصنوعی گفتیم، هنوز کسی هست که دلمان بخواهد صدایش را بشنویم؟ اگر پاسخ مثبت است، شاید هوش مصنوعی بتواند شنونده ای موقت و در دسترس باشد؛ اما اگر روزی به جایی رسیدیم که دیگر هیچ انسانی را برای شنیدن حرف های مان نخواستیم، آن زمان باید بیشتر از خود فناوری، نگران تنهایی خودمان باشیم.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}